تماس با ما
آسیا
تایلند
بانکوک
پاتایا
ترکیه
مارماریس
استانبول
آنتالیا
مالزی
کوالالامپور
ژاپن
هیروشیما
کیوتو
توکیو
امارات
دوبی
سنگاپور
ماکائو
هنگ کنگ
هنگ کنگ
اروپا
سوئیس
ژنو
زوریخ
اسپانیا
بارسلونا
لاس پالماس
مادرید
جزیره تنریف
روسیه
سن پترزبورگ
مسکو
ایتالیا
جزیره کاپری
فلورانس
ناپولی
پیزا
ونیز
رم
اوکراین
کیف
آلمان
مونیخ
کلن
برلین
دورتموند
فرانسه
کن
نیس
پاریس
واتیکان
موناکو
هلند
آمستردام
دهکده گیتورن
رتردام
آمریکا
برزیل
ایگواسو
ریو دو ژانیرو
ایالات متحده آمریکا
بورلی هیلز
لاس وگاس
هاوایی
لس آنجلس
نیویورک
فیلادلفیا
سن دیگو
سن فرانسیسکو
اورنج کانتی
واشنگتن
سن خوزه و سلیکون ولی
دیزنی لند (کالیفرنیا)
اقیانوسیه
استرالیا
بریزبن
گلدن کست
ملبورن
سیدنی
صفحه اصلی
آسیا
ترکیه
استانبول
استانبول
اینجا استانبوله . محلّ تلاقی آسیا با اروپا . قسطنطنیه سابق ، پایتخت امپراطوری عثمانی شهر هزارمسجد، شهری سرزنده با رستورانهای متعدّدش و با مترو و تراموائی تمیزتر ، جدیدتر و امن تر از پاریس و رُم. دو بار به استانبول سفر کردم که هر دو بار هتلم در میدان سلطان احمد و در منطقه قدیمی ، تاریخی و اروپائی استانبول قرار داشت.
مسجد معروف ایاصوفیا در مقابل میدان سلطان احمد قرار گرفته . این مسجد ، ابتدا کلیسائی بوده که در زمان امپراطوری بیزانس و در سال 532 میلادی به دستور امپراطور کنستانتین اوّل بنا شده و در قرن ششم میلادی هم با حضور 100 استادکار و ده هزار کارگر بازسازی شده.
ستونها و دیوارهای ایاصوفیا از سنگ های قطوری شکل گرفته و گنبد اون که 31 متر قطر داره ، در ارتفاع 55 متری قرار گرفته.
بعد از اینکه استانبول بوسیله عثمانی ها فتح شد ، سلطان محمّد دوّم دستور داد که این کلیسا به مسجد تبدیل بشه و برای این کار مجبور شدن نقاشی های مربوط به مسیحیّت رو که بر روی دیوارها و سقف ها دیده می شد رو تغییر داده یا بپوشونن تا در این محل نمازجمعه برگزار بشه. گرچه در هنگام ورود به ایاصوفیا و بالای در ورودی ، هنوز عکس حضرت مریم که مسیح (ع) رو در آغوش داره ، دیده می شه .
در سالهای بعد ، مناره ها ، منبر و محراب هم به این مکان که حالا تبدیل به مسجد شده بود ، اضافه شد تا اینکه پس از به قدرت رسیدن آتاتورک ، ایاصوفیا تبدیل به موزه شد .
از پله های ایاصوفیا که برید بالا ، می تونید هم صحن اصلی مسجد رو از نمای بالا تماشا کنید و هم عکس هائی از زمان قدیم این مسجد که در اونجا به مانند نمایشگاهی برای تماشای عموم گذاشته شدن رو نظاره گر باشید.
در وسط میدان سلطان احمد ، سنگ های بلندی نصب شدن که بر روی اونها به خط میخی چیزهائی نوشته شده. در زمان امپراطوری عثمانی ، این سنگ ها رو از مصر به استانبول آوردن و در این میدان نصب کردن تا به دنیا نشون بدن که اینجا پایتخت جهان اسلامه .
مسجد بزرگ سلطان احمد که در میدان سلطان احمد و در مقابل مسجد ایاصوفیا قرار گرفته ، از جاهای دیگریه که حتماً باید در شهر استانبول اون رو دید .
این مسجد زیبا بدستور سلطان احمد اوّل در سال 1619 میلادی مورد بهره برداری قرار گرفته و کارِ ساخت اون ده سال طول کشیده. علّت ساخت این مسجد در مقابل ایاصوفیا این بوده که مسلمانها نشون بدن که چیزی کمتر از معماران مسیحی ندارن .
مسجد سلطان احمد تنها مسجدی در ترکیه هست که شش مناره داره و می گن که بعد از اینکه ساختش تموم شده ، به سلطان ایراد گرفتن که با ساختن شش مناره می خواد با مسجدالحرام هم که شش تا مناره داره رقابت کنه و این باعث شد که سلطان ، هزینه ساخت مناره هفتم مسجد الحرام رو بده که این مسجد مقدّس در مکه دارای 7 تا مناره باشه .
محراب مسجد سلطان احمد از سنگ مرمر کنده کاری شده ساخته شده و دیوارهای جانبی اون از سرامیک هست. لوسترهای بزرگ و زیبائی تامین نور این مسجد بزرگ رو به عهده دارن و در طول روز هم 200 پنجره ، نور رو به داخل مسجد هدایت می کنن .
مراسم رسمی مذهبی در استانبول در مسجد سلطان احمد اجرا و از اونجا پخش مستقیم می شه و هر رئیس جمهوری هم که وارد استانبول بشه ، این مسجد یکی از جاهای دیدنی ای هست که اون رو برای تماشا به اونجا می برن .
توریستها حتّی اگه هم مسلمان نباشن می تونن از این مسجد دیدن کنن. در جلوی در مسجد به خانمها روسری ای داده می شه که با گذاشتن اون بر روی سرشون وارد مسجد سلطان احمد می شن .
اوّلین باری رو که استانبول بودم ، مصادف بود با ماه رمضان .
انگار توی استانبول جشنه . مسجدها شبها چراغانی می شن و در هر جای شهر بنرهائی به زبان ترکی دیده می شه که روشون نوشته شده رمضان خوش گلدینیز .
در طول ماه رمضان ، دور تا دور میدان سلطان احمد دکه هائی برپا می شه که چای و ذرت و بستنی و ... به مردم می دن و در بقیه دکه ها هم سوغاتی های استانبول فروخته می شه. مردم از همه جای شهر به این میدان میان و تا پاسی از نیمه شب ، رفت و آمد و فعالیّت در این میدان جریان داره .
شهرداری استانبول هم یه سِن رو در این میدان برای گروه های موسیقی آماده می کنه که هر شب یه گروه موسیقی بطور رایگان برای مردم بطور رایگان برنامه اجرا می کنه .
جالب اینجاست که توی این هیاهو ، دختر و پسرهای امروزی رو می بینم که با شلوار جین و دست توی دست هم میان وارد مسجد سلطان احمد می شن ، دختره جلوی در یه روسری می گیره و سرش می کنه و هر کدوم نماز خودشون رو می خونن . بعد از در دیگرِ مسجد خارج می شن و توی حیاط مسجد با هم عکس یادگاری می گیرن .
تراموای استانبول ، از منطقه زیتون بورنو که تولیدی های لباس در اونجا قرار دارن و منطقه توریستی ای نیست تا منطقه کاباتاش که نزدیک بشیکتاش هست امتداد داره .
کمی بالاتر از مسجد ایاصوفیا می تونید از تراموا پیاده شید و به پارک زیبا و بزرگی به نام گلحانه ورود کنید. پارکی کاملاً ساکت همراه به گلهای رنگارنگ که محلّیه برای آرامش ، تمرکز و دور بودن از هیاهوی شهر .
موزه باستان شناسی استانبول در کنار این پارک قرار داره . موزه ای دیدنی که مملو از مجسمه های سنگی ای هست که به زیبائی و چیره دستی و با سنگ مرمر ساخته شدن و هر کدوم قدمتی بین 1500 تا 2500 سال دارن .
کمی بالاتر از موزه باستان شناسی ، ماخ سلاطین عثمانی یا توپکاپی قرار داره. داخل اتاقهای کاخ به مانند کاخهای دیگه زیاد قشنگ نیست ولی حیاط گلکاری شده زیبائی داره و از طرفی به تنگه بُسفر مشرفه که می شه عبور و مرور کشتی ها و دو قسمت اروپائی و آسیائی استانبول رو در اونجا نظاره کرد. کاخ توپکاپی یا توقاپی مرکز اداری سلاطین عثمانی بوده و در سال 1465 میلادی بدستور سلطان محمّد فاتح ساخته شده .
در سال 1853 ، سلطان عبدالحمید تصمیم به ساخت کاخی به سبک اروپائی بنام کاخ دولم باغچه کنه که این کاخ واقعاً زیبا و دیدنیه .
اگه سوار تراموا شدید ، در ایستگاه کاباتاش پیاده شید و بعد از چند قدمی می رسین به کاخ بزرگ و زیبای دُلمه باغچه .
کاخ دُلمه باغچه که 45000 متر بنا داره و در محوطه ای به مساحت 110000 متر ساخته شده ، در سال 1856 مورد بهره برداری قرار گرفته و تا سال 1909 مرکز اداری امپراطوری عثمانی بوده .
چلچراغ بسیار بزرگی در این قصر قرار داره که 5/4 تُن وزنشه و دارای 750 حباب هست . این چلچراغ توسّط ملکه ویکتوریا اوّل به این کاخ هدیه شده .
کاخ دولمه باغچه که حیاط زیبائی داره و از یک طرف به کنار تنگه بسفر هم راه داره گویا در تمام ایان هفته به جز سه شنبه ها برای بازدید عموم باز هست و اگر می خواین عکس و فیلم بگیرید علاوه بر پرداخت قیمت بلیط ، باید بابت حق گرفتن عکس و فیلم ، مبلغی دیگری هم بپردازید .
در مقابل دیوار طویل کاخ دولم باغچه ، دیوار شهرداری استانبول (منطقه بشیکتاش) قرار داره که گیاه سبز رنگی قسمتی از دیوار رو پوشونده و عکسهائی از آتاتورک و دیدارش با سران کشورها بر روی این دیوار نصب هست که عکس رضاشاه که در ملاقاتش با آتاتورک گرفته هم یکی از این عکسهاست .
کمی این طرف تر ، استادیوم بشیکتاش و فروشگاه مرکزی اون قرار دارن و بعد از طیّ حدود یک کیلومتر به بازار بشیکتاش می رسین .
یکی دیگه از جاهای دیدنی ای که هر توریستی که می ره استانبول ، اونجا رو می بینه ، میدان تقسیم و خیابان استقلال هست. خیابان استقلال که در کنار این میدان قرار گرفته ، خیابانی سنگ فرش شده هست که ماشین از داخلش عبور نمی کنه و فقط یه تراموای قدیمی تک واگن هر از گاهی از اونجا رد می شه .
فروشگاه های برندهای اصل در این خیابان شعبه دارن و مردم هم در حال رفت و آمد ، خرید و یا رفتن به رستورانها و کافه ها هستن .
عصرها میدان تقسیم خیلی شلوغه. تعداد زیادی اتوبوس که هر کدوم شماره ای دارن در اطراف این میدان می ایستن تا در هنگام تعطیلی ادارات و شرکتها ، مردم رو به مقصدهاشون برسونن .
معمولاً اونهائی که برای گردش به استانبول می رن ، یا در اطراف میدان تقسیم هتل می گیرن یا میدان سلطان احمد .
غیر از خیابان استقلال ، مراکز خرید متروسیتی ، آتیلار آک مرکز و جواهر ، مال ها و شاپینگ سنترهای معروف و شیکی بودن که از اونها دیدن کرد .
متروسیتی در ایستگاه Levent و یه ایستگاه قبل از آخرین ایستگاه متروی استانبول قرار داره و مرکز خرید جواهر یا Cavahir در خیابان عثمان بی واقع شده .
در مورد مرکز خرید گرون آتیلار آک مرکز هم باید بگم که وقتی وارد اونجا شدم ، پشت ویترین یکی از فروشگاه ها عروسکهای خوشگلی از حیوانات رو دیدم . به سمت ویترین رفتم تا از پشت شیشه نگاهشون کنم. یه باره دیدم که دارن حرکت می کنن. تازه متوجّه شدم که اینها عروسک نیستن .
شگها و گربه های کوچیک و پشمالوی خانگی بودن که هر کدوم در محفظه خودش و در پشت ویترین اون فروشگاه برای فروش گذاشته شدن بودن .
در سپتامبر 2007 که در استانبول بودم ، بلیط بازی فنرباغچه و استانبول رو از شرکتی بنام Belitex که داخل یه کتابفروشی بزرگ در خیابان استقلال قرار داشت ، خریدم و فروشنده با نشون دادن مونیتور به من ، جاهای مختلف استادیوم و قیمتها رو به من نشون داد تا جائی رو که دوست دارم ، انتخاب کنم .
در ترکیه به مانند انگلیس ، هر باشگاه استادیوم اختصاصی خودش رو داره .
استادیوم پنجاه هزار نفری و مدرن فنرباغچه که پرطرفدارترین تیم فوتبال ترکیه هست در منطقه کادیکوی و در منطقه آسیائی استانبول قرار گرفته و اسمش هست شُکری سراج اوغلو .
برای رفتن به این منطقه ، نیازه که به اسکله کاراکوی در منطقه اروپائی استانبول برم و با کشتی عازم منطقه کادیکوی در منطقه آسیائی بشم .
همیشه در ذهنم این بود که منطقه آسیائی استانبول ، برعکس قسمت اروپائی ، منطقه ای قدیمی و عقب افتاده است .
20 دقیقه طول می کشه تا کشتی به کادیکوی برسه . داخل کشتی پُره از طرفداران فنرباغچه که با لباس راه راه این تیم و در حالی که آوازهای حماسی می خونن دارن به سمت استادیوم حرکت می کنن .
وقتی از کشتی پیاده می شم از یکی می پرسم که استادیوم کجاست و به من می گه که دنبال طرفدارهای فنرباغچه راه بیفتم تا به ورزشگاه برسم .
در طول مسیر ، می بینم که گویا قسمت آسیائی استانبول از بخش اروپائیش قشنگ تر بنظر میاد. ساختمانهای جدید ، فروشگاه های بزرگ و مدرن و خیابانهائی شیک .
در نزدیکی استادیوم ، یه گروه چهار نفری با سازهای مختلف در حال نواختن و خواندن سرود فنرباغچه هستن :
دالی لالی لالی لالی لالی لا
یاشاااااااااااار فنرباغچه
دالی لالی لالی لالی لالی لا
یاشاااااااااااار فنرباغچه
وارد استادیوم که می شم ، لحظاتی قبل از بازی ، سرود فنرباغچه و سرودهای حماسی از بلندگوهای استادیوم پخش می شه و مردم همه هم صدا اونها رو می خونن .
جالبه که تماشاگران تُرک بعد از شروع بازی همه سرپا وامی ایستن و بازی رو نگاه می کنن و فقط بین دو نیمه هست که سرجاشون می شینن. نکته جالب دیگه اینکه خیلی خانواده ها رو هم می بینم که در استادیوم حضور دارن. زن و شوهر یا پدر و مادر و بچه ها .
قسمت تماشاگران این استادیوم که در سال 2009 میزبان فینال جام یوفا هم بوده ، سرپوشیده هست و در جلوی سقف ، دستگاه هائی دیده می شه که من نمی دونم چیه. از یکی از تماشاگران تُرک در مورد اون سوال می کنم که می گه هیتره و در روزهای سرد زمستان روشن می شه تا باد گرم به سمت تماشاگران بوزه .
تُرکها زیاد سیگار می کشن و در موقع نگاه کردن فوتبال هم این کار رو انجام می دن بنابراین دود زیادی دیده می شه که زیر سقف های بالایر تماشاگران گیر کرده .
این بازی رو فنرباغچه با زیکو مربی معروف برزیلی و بازیکنان برزیلیش همچون روبرتو کارلوس و الکس یک بر صفر از اینترمیلان می بره و من تصمیم می گیرم که سال 2008 هم برای دیدن بازی فنرباغچه و آرسنال در چارچوب جام باشگاه های اروپا دوباره به استانبول بیام ولی این بار آرسنال هست که پنج به دو موفق می شه که فنر رو شکست بده .
سه باشگاه معروف ترکیه ، فنرباغچه ، گالاتاسرای و بشیکتاش هستن که هر سه تا متعلّق به شهر استانبول و هر سه نامشون رو از محلات این شهر گرفتن .
فنر به معنی فانوسه و باغچه هم همون باغچه خودمونه که جمعشون در واقع می شه باغچه فانوس که نام محله ای هست در کلانشهر استانبول .
مردم استانبول مردمی هستن گرم و احساساتی . دخترها و پسرها تیپی مثل جوانهائی اروپائی دارن و خیلی عاشق پیشه و Emotional هستن. بنابراین هر جا که نگاه کنی مثل کشورهای جنوب اروپا در حال بغل کردن و بوسیدن هم دیده می شن ولی زبان انگلیسیشون زیاد خوب نیست .
غذاهای ترکیه هم خوشمزه هستن که حیفه آدم در سفر به استانبول اونها رو تست نکنه .
کباب تُرک یا دونِر کباب یه مقدار با کباب ترکی که در ایران درست می کنن فرق داره که شاید بخاطر تفاوت طعم گوشت گاو و گوسفندهای اونها با مال ما باشه . دونِر کباب ترکیه یه مقدار بوی گوسفند می ده و شاید به مذاق بعضی از ما اونقدرها سازگار نیاد .
کوفنه بورسای چیچک رو هم تست کردم که خیلی خوشمزه بود و غیر از اون غذاهائی مثل بورسای و آدانا .
رستورانها بجای اینکه آشپزخونه شون رو در قسمت انتهائی رستوران قرار بدن ، برای اینکه توجّه مشتریان رو به خودشون جلب کرده و طمعشون رو برای خوردن غذا برانگیخته کنن ، مواد غذائی و اجاق و فِر رو در پشت ویترینها قرار دادن که آدم با دیدن اونها دوست داره بره و این غذاها رو تست کنه .
اگه در خیابانهای توریستی و شلوغ شهر استانبول غذا بخورین ، شاید قیمت غذا رو تا سه برابر اون براتون حساب کنن ولی قیمت غذا در کوچه ها و خیابانهای فرعی خیلی مناسبه .
تُرکها یه دوغ عالی هم دارن بنام آیران که توصیه می کنم این دوغ رو هم حتماً تست کنید .
از دیدنیهای دیگرِ استانبول ، پل طویل آسیا – اروپاست که بر روی تنگه بسفُر زده شده .
توریستها می تونن عصرها سوار به کشتی های تفریحی یا اتوبوس های دریائی در حالی که با عصرانه ، شام و موسیقی زنده پذیرائی می شن ، از زیر این پُل عبور کنن و نورپردازیهای شهر استانبول رو در شب به تماشا بشینن .
از جاذبه های دیگرِ توریستی شهر استانبول ، دیدن جزایر پرنسس آیلندز هست .
هفت تا جزیره در اطراف استانبول قرار دارن که چهارتاشون بزرگ هستن و بزرگترینشون جزیره بیوک آدا نام داره .
برای رفتن به این جزیره می تونید به اسکله " اِمی نونو" در منطقه اروپائی استانبول برید و با طیّ 45 دقیقه به بیوک آدا برسید. کشتی به آرامی به جلو می ره و مرغ های دریائی به دنبال کشتی به حرکت درمیان تا توریستها براشون غذا بریزن .
جزیره ای که از ماشین در اون خبری نیست و همه با کالسکه یا دوچرخه رفت و آمد می کنن. ویلاهای اختصاصی پولدارهای استانبول با طراحی های زیبا و با گلکاری های قشنگ در دو طرف خیابانی که منطقه مسکونی این جزیره هست ، دیده می شن .
در بین ویلاها بعضاً کوچه هائی قرار دارن که وقتی به داخل کوچه ها نگاه می کنید در انتهاش دریای آبی دیده می شه. این جزیره جائی هست برای استراحت و تمدّد اعصاب .
در بازارچه جزیره هم می تونین میوه های تازه از میوه فروشی ها بخرین و یا ناهار یا عصرانه تون رو در یکی از کافه ها و یا رستورانهای اونجا صرف کنید .
استانبول شهریه تاریخی ، بزرگ ، زیبا و سرزنده با مردمی عاشق پیشه و با احساس که شبیه کلانشهرهای اروپاست و هیچی هم نسبت به اونها کم نداره. بنظر من اونهائی که می خوان دنیا رو ببینن یکی از اوّلین اولویّت هاشون باید سفر به استانبول باشه.
استفاده از تصاویر این سایت با ذکر منبع بلامانع است
Powered By :
Mahyanet.com
Copyright © 2014 marcopolotrips.com All rights reserved
[ بازدید امروز ] :
13
[ بازدید دیروز ] :
25
[ بازدید کل ] :
34444