تماس با ما
آسیا
تایلند
بانکوک
پاتایا
ترکیه
مارماریس
استانبول
آنتالیا
مالزی
کوالالامپور
ژاپن
هیروشیما
کیوتو
توکیو
امارات
دوبی
سنگاپور
ماکائو
هنگ کنگ
هنگ کنگ
اروپا
سوئیس
ژنو
زوریخ
اسپانیا
بارسلونا
لاس پالماس
مادرید
جزیره تنریف
روسیه
سن پترزبورگ
مسکو
ایتالیا
جزیره کاپری
فلورانس
ناپولی
پیزا
ونیز
رم
اوکراین
کیف
آلمان
مونیخ
کلن
برلین
دورتموند
فرانسه
کن
نیس
پاریس
واتیکان
موناکو
هلند
آمستردام
دهکده گیتورن
رتردام
آمریکا
برزیل
ایگواسو
ریو دو ژانیرو
ایالات متحده آمریکا
بورلی هیلز
لاس وگاس
هاوایی
لس آنجلس
نیویورک
فیلادلفیا
سن دیگو
سن فرانسیسکو
اورنج کانتی
واشنگتن
سن خوزه و سلیکون ولی
دیزنی لند (کالیفرنیا)
اقیانوسیه
استرالیا
بریزبن
گلدن کست
ملبورن
سیدنی
صفحه اصلی
اروپا
روسیه
سن پترزبورگ
سن پترزبورگ
بعد از اقامت در مسکو در مردادماه 1390 به فرودگاه شرمینکو این شهر می رم تا با هواپیمی ایرباس 321 خطوط هوائی ایروفلوت روسیّه به سمت سن پترزبورگ پرواز کنم. این پرواز یک ساعت و بیست دقیقه طول می کشه . شهر سن پترزبورگ یه منطقه باتلاقی بوده که توسّط پترکبیر در سال 1703 بنا شده و ایشون بعد از ساخته شدن این شهر ، پایتخت روسیّه رو از مسکو به سن پترزبورگ منتقل کرده بود . موقعی که داشتن زمین رو برای ساخت ساختمونها می کندن ، به علّت آب گیر بودن و باتلاقی بودن منطقه ، همش آب می زد بیرون بنابراین مجبور شدن کانالهائی رو به اندازه رودخونه در شهر حفر کنن که آبها به داخل این کانالها هدایت بشه و با اتّصال اونها به رود وسیع Neva ، آبها رو به داخل این رودخونه بریزن .
رود عریض و بزرگ نِوا به خلیج فنلاند و در ادامه به دریای بالتیک وصل می شه .
پترکبیر ابتدا یه خونه معمولی در وسط شهر برای خودش اختیار می کنه و شروع می کنه به ساختن شهر سن پترزبورگ .
خیلی از ساختمانهائی که در حال حاضر در این شهر و مخصوصاً در دو طرف خیابان Nevski دیده می شن ، اینطور که گفته می شه ، 300 سال پیش ساخته شدن .
بعد از ساخت شهر ، پترکبیر قصر پترهوف رو در بیرون شهر و کنار خلیج فنلاند بنا می کنه .
اقامت من در سن پترزبورگ در هتل Holiday Inn بود و ایستگاه متروئی در نزدیکی هتل قرار داشت که از اونجا می تونستم به قسمتهای مختلف شهر رفت و آمد کنم .
ایستگاه های متروی سن پترزبورگ مثل متروهای مسکو و کی یف در اعماق زمین ساخته شده که حدود دو دقیقه و اندی با پله برقی طول می کشه تا از سطح زمین به ایستگاه برسید .
در روسیه ، راننده ها به قوانین رانندگی کاملاً احترام می زارن و دقیق و با احتیاط رانندگی می کنن .
بر عکس بسیاری از کشورها که دارای پل هوائی عبور عابر پیاده هستن ، در روسیه زیرگذرهائی در زیر خیابانهای اصلی برای عبور عابرین از عرض خیابان ساخته شده که بدینوسیله ، تعداد چراغهای قرمز و توقّف ماشینهای در حال عبور هم خیلی کمتر می شه .
همینطور شنیدم که اگه کسی با وجود این زیرگذرها از عرض خیابان عبور کنه و ماشین بهش بزنه ، نه تنها خودش مقصّره بلکه هزینه خسارت ماشین رو هم باید بده. با این وجود گاهاً می دیدم بعضی توریستها که در روزهای اوّل ورود خودشون با قوانین آشنا نبودن ، از عرض خیابان عبور می کردن و ماشینها هم با دیدن اونها سرعتشون رو کم کرده و با فاصله و بدون اعتراض متوقّف می شدن تا اونها بتونن برن اون ور خیابون .
نِفسکی که اسم یکی از سرداران بزرگ پترکبیر بوده و فتوحات زیادی هم داشته ، نام معروفترین خیابان سن پترزبورگ هست که خیلی از مغازه های برندهای معروف در طرفین اون قرار دارن و عصرها تبدیل می شه به محلّ قدم زدن و خرید مردم و توریستها .
خیابان نِفسکی خیابان طویلی هست با ساختمانهای قدیمی ای که هرکدومشون به یه رنگ هستن و دو تا ساختمون با یه رنگ واحد نمی تونین کنار هم پیدا کنین. در هنگام عبور از این خیابون به پارک هنرمندان می رسیم.جائی که در وسطش مجسمه کاترین کبیر قرار داره و در زیرپا و دوروبر این مجسمه ، مجسمه هنرمندان دیگر روسی دیده می شن .
خانم و آقائی روسی به مانند اشراف زادگان زمان تزارها لباس پوشیدن ، مقابل مجسمه واستادن و در صورتی که بهشون پول بدین ، باهاتون عکس یادگاری می گیرن .
خانمها و آقایون هنرمندی هم در بیرون پارک و در کنار پیاده رو نشستن تا عکس اونهائی رو که دوست دارن رو براشون نقاشی کنن .
از نقاشی های یه خانم نقاش که نمونه هاش رو روی بوم ها و برای نمایش گذاشته خوشم میاد. ازش قیمت رو سوال می کنم. می گه سیاه و سفید هزار روبل و رنگی می شه 2000 روبل .
من هم یک ساعت و ربع جلوش نشستم تا عکس رنگی منو نقاشی کنه. همینجور که داشت عکس منو می کشید یه دختر زیبای نوجوان روسی به همراه پدر و مادرش میان و از آقای نقّاشی که در چند متری ما در مقابل بوم نقاشی خودش نشسته می خوان که عکس دخترشون رو نقاشی کنه .
در مدّتی که نقاش داشت تصویر من رو نقاشی می کرد ، می دیدم که با تکمیل نقاشی اون دخترک روسی ، چه برق شادی و شعفی در چهره پدر و مادرش دیده می شه. به هر حال ، همه جای دنیا ، بچه برای پدر و مادر عزیزه .
صبح فردا به کنار رود نِوا می رم. رودی که بسیار عریضه و کشتی در داخل اون رفت و آمد می کنه. پُلی بر روی این رود قرار داره که ساعت یک و نیم بعد از نیمه شب باز می شه و کشتی ها می تونن تا ساعت 5 صبح که دوباره بسته می شه ، از زیر اون عبور کنن .
خیلی ها برای اینکه صحنه باز شدن این پُل رو ببینن ، ساعت یک و نیم شب در بلوار کنار پُل جمع می شن تا از باز شدن اون فیلم و عکس بگیرن .
یکی دیگه از دیدنیهای سن پترزبورک ، گشت شبانه هست ولی اگه خیال می کنین در طول تابستان در ساعت 9 ، 10 یا 11 شب می تونین برین گشت شبانه ، اشتباه می کنین .
اینجا معروفه به شبهای سفید و حول و حوش ساعت 12:30 یا یک نیمه شب هوا کاملاً تاریک می شه .
با تاریک شدن هوا وقتی از خیابونهای اصلی شهر سن پترزبورگ رد می شین ، شاهد این هستید که ساختمانها بخوبی نورپردازی شدن و جلوه زیبائی به این شهر دادن. علّت رو که سوال می کنم ، به من می گن که چون در زمستانها هوا سرده و خیلی زود تاریک می شه و ساعات تاریکی هوا خیلی بیشتر از ساعتهای روشن بودن اونه ، مردم دپرس می شن و عصرها میلی به اومدن بیرون از خونه ندارن. لذا دولت پول برق نورپردازی ساختمانهای خیابانهای اصلی شهر رو می ده تا با ایجاد این زیبائی ها و جذابیت ها ، مردم شبها و عصرها بیان توی خیابون و فعالیت و جنب و جوش داشته باشن .
از دیگر تفریحات شهر سن پترزبورگ در شب ، سوار شدن به قایق های تفریحی هست که این قایق ها ابتدا از داخل کانال های آب داخل شهر عبور می کنن که در مسیرتون می تونید نورپردازیهای ساخمانهای مُشرف به کانال ها رو ببینید و در ادامه وارد رود نِوا بشید و ساختمانهای نورپردازی شده کنار رود و باز شدن پل بزرگ روی این رود رو تماشا کنید. این پُل هر شب از ساعت 5/1 نیمه شب تا 5 صبح باز می شه تا کشتی ها بتونن از زیرش عبور کنن .
در کنار رود نِوا دو تا مجسمه سنگی از ابوالهول قرار داره که قدمتشون گویا به چند هزار سال می رسه . این دو تا مجسمه متعلّق به ناپلئون بناپارت بوده که از مصر آورده بود و بعد از مرگش ، ژوزفین بیوه اون ، این دو تا رو به همراه یه سری دیگه از اشیاء قیمتی به روسها می فروشه و اونها هم مجسمه ها رو در کنار رود نِوا نصب می کنن .
مجسمه شیر سنگی هم در کنار این رود نصب شده که روسها معتقدن هر کسی آرزوش رو آروم در گوش این شیر بگه ، آرزوش برآورده می شه .
شهر سن پترزبورگ حدود 103 تا کاخ و موزه داره ولی در همشون بر روی بازدیدکننده ها باز نیست .
معروفترین موزه این شهر که از مشهورترین موزه های دنیاست ، موزه هرمیتاژ یا آرمیتاژ هست . موزه ای که به لحاظ وسعت ، دوّمین موزه بزرگ جهان بعد از لوور پاریسه و از نظر تعداد اشیاء موجود در دنیا اوّله .
می گن که اگه کسی جلوی هر شی موجود توی این موزه ، یک دقیقه بخواد بمونه ، 11 سال و نیم طول می کشه تا بخواد کلّ موزه رو ببینه .
موزه هرمیتاژ در میدان قصر واقع شده و قبلاً کاخ زمستانی کاترین کبیر بوده. درست روبروی درب ورودی موزه و در سمت دیگرِ میدان ، دروازه پیروزی قرار داره که در بالای اون مجسمه تعدادی اسب دیده می شه که در حال دویدن هستن و سواری که نشانی در دست داره بر روی یکی از اسبها نشسته و به تاخت می تازه. مجسمه این اسبها دقیقاً شبیه اون چیزی هست که در بالای دروازه براندنبورگ برلین قرار گرفته .
کاترین کبیر به نقاشی ها و اشیاء تاریخی علاقه زیادی داشته بنابراین به سفرای روسیه در کشورهای دیگر جهان می گفته که عتیقه ها و اشیاء تاریخی رو بخرن و براش بفرستن .
اون هم همه ی اونها رو در این کاخ جمع آوری می کرده و در مهمونیهای خصوصی یا در پذیرائی از مهمانان خارجی اونها رو به تماشای اونها دعوت می کرد .
هرمیتاژ یک کبمه فرانسوی هست به معنای عذب خانه یا خلوتگاه .
گویا اینجا خلوتخانه پادشاه یا ملکه بوده که درباریان به اونجا راه نداشتن.در کاخ های دیگر شهر سن پترزبورگ هم قصر کوچکی در حیاط هر کاخ به نام هرمیتاژ یا خلوتخانه وجود داشته که پادشاه در برخی اوقات برای خلوت کردن با خودش به اونجا می رفته .
موزه هرمیتاژ هم مثل موزه لوور پاریس و موزه متروچلیتن نیویورک دارای قسمتهای مختلفی هست که مربوط به تمدنهای مختلف دنیاست. تمدّن مصر باستان ، روم باستان ، یونان قدیم ، تمدّن معاصر و ...
در ابتدای ورود به هرمیتاژ با تابوتهای کشف شده در مصر مواجه می شیم که مربوط به 5000 سال قبل هستن که در کناره های اونها وِردهائی نوشته شده .
با اینکه قدیمی ترین دین دنیا ، دین یهود با 3300 سال قدمت هست ، وِردها و آیات نوشته شده بر روی تابوت ها نشون می ده که در 5000 سال پیش هم مردم دین داشتن لذا آیات و ادعیه مربوط به دین خودشون رو دور تا دور تابوت های درگذشتگانشون می نوشتن .
علاوه بر مجسمه های موجود در موزه که دیدنی هستن ، نقاشی هائی از رامبراند و رافائل دو نقاش معروف و اومانیست که در مورد به دنیا اومدن ، زندگی و به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح (ع) و همچنین ماجراهائی که بر حضرت ابراهیم (علی نبیّنا و آله و علیه آلاف التحیّه الثنا) گذشته بنا بر اعتقاد و فلسفه خودشون تصاویری رو نقّاشی کردن که در واقع هر نقاشی بیانگر داستانی در این مورد هست .
موزه هرمیتاژ برعکس موزه لوور و متروپلیتن ، قسمت تمدّن پرشیا یا پارس نداره ولی فقط یه نقاشی زیبا اثر کمال الملک در این موزه هست که گلیم بافته شده بختیاری رو که روی یک صندوق قدیمی گذارده شده ، نشون می ده .
اینقدر این نقاشی زیبا و زنده هست که آدم برجستگی های پُرزهای روی گلیم رو کاملاً حس می کنه و فکر می کنه که می تونه با دست لمسشون کنه .
از دیدنیهای دیگر سن پترزبورگ می شه به فانوس دریائی قدیمی این شهرو ناو آورورا که در جنگهای زیادی برای روسیه شرکت داشته و یوری گاگارین یکی از افتخارات زندگیش رو خدمت سربازی در این ناو می دونه اشاره کرد. ناو آورورا بازنشست شده و در حال حاضر مثل موزه ای برای تماشای عموم در قسمتی از شهر سن پترزبورگ و کنار رود نِوا پهلو گرفته .
یه پل قدیمی هم در سن پترزبورگ قرار داره که پایه هاش بجای اینکه از بتُن یا آهن باشن ، از چوب مخصوص و اعلای روسی ساخته شدن که با اینکه این پایه های چوبی سالهاست که توی آب قرار دارن و ماشینهای سنگین هم از روش رد می شن ولی پُل همچنان محکم و استوار ایستاده .
دیدنی دیگرِ شهر سن پترزبورگ ؛ کلیسای زیبای خون ریخته شده (Spilled Blood) هست که در محلّ ترور امپراطور تزار (الکساندر دوّم) و در سال 1907 ساخته شده و با گنبدهای قشنگش که آدم رو به یاد کلیسای سن باسیل در میدان سُرخ مسکو می ندازه ، محلّی هست زیبا برای گرفتن عکسهای یادگاری .
الکساندر دوّم ، اصلاحات ارضی رو در روسیه به انجام رسوند و به همین دلیل چند بار توسّط زمین دارها و فئودال ها مورد سوء قصد قرار گرفت که سرانجام در آخرین ترور که در محلّ ساخت کلیسای ذکر شده بوده ، کشته شد .
شنیدین که روسیه بهترین بالِریَن های دنیا رو داره؟
اگر پدر و مادری می خوان که دخترشون یه بالرین ماهر و مسلّط بشه ، باید اونو در 5 سالگی به آموزش رقص باله بفرستن تا در 19 سالگی بتونه به یه بالرین باتجریه و موفّق تبدیل بشه .
رقص باله با آهنگ ملایم دریاچه قوی چایکوفسکی در تالار باله سن پترزبورگ و در سه پرده اجرا می شه و دیدن اون حداقل برای یک بار ارزشش رو داره. ما بین اجراها ، آنتراکتی داده می شه و تماشاچیان به لابی سالن میان ، با هم صحبت می کنن یا نوشیدنی ای می خورن .
برای رفتن به سالن باله ، رسمه که تماشاچی ها با لباس رسمی در اونجا حاضر بشن .
صبح فردا سوار به اتوبوس دریائی تندرو به سمت دهانه خلیج فنلاند می رم تا از قصر پترکبیر یا پترهوف دیدن کنم. در مسیر راه ، استادیوم بزرگ زنیت سن پترزبورگ دیده می شه .
یکی از ساکنین سن پترزبورگ تعریف می کرد ، چند سال پیش که زنیت ، قهرمان جام یوفا شده بود ، شهر سن پترزبورگ منفجر شد و همه پرچم بدست برای جشن و شادی از خونه ها زده بودن بیرون .
کاخ پترکبیر ، باغ بزرگ و قشنگی داره ، پُر از فوّاره ها و جای بسیار زیبائیه برای گرفتن عکسهای یادگاری. جالبه که موقعی که در سال 1703 این قصر ساخته شد ، برق و پمپ آبی نبوده که این فوّاره ها رو بکار بندازه . حالا چطور اینها اون موقع کار می کردن ، باید در موردش تحقیق کرد .
من فقط از حیاط و ایوان قصر دیدن کردم . صف طویلی برای رفتن به داخل این کاخ و در بیرون اون شکل گرفته بود ولی وقتی سوال کردم ، گفتن داخلش به اندازه کاخ کاترین کبیر دیدنی نیست لذا فردا رو تصمیم گرفتم که به اونجا برم که در خارج شهر سن پترزبورگ و و در دهکده پوشکین قرار داره .
قصر پترهوف از روی ایوان اون نمای زیبا و جالبی داره و نقل می کنن که پتر کبیر بر روی این ایوان می اومده ، باغ کاخ ، حوض ها و فوّاره ها رو نگاه می کرده و در نمای دورتر و در دهانه خلیج فنلاند نظاره گر ناوهای جنگی روسیه بوده که دیدن اینها حسّ خوبی رو بهش می داده .
دهکده پوشکین جائی حدود 30 کیلومتری شهر سن پترزبورگ قرار داره که کاخ کاترین کبیر و یک سری از کاخ های سلطنتی دیگه و مدرسه خانواده سلطنتی در اونجا قرار دارن .
پوشکین یه شاعر بسیار معروف و بزرگ روسی از خانواده سلطنتی بوده که شعرهای چندوجهی می گفته. ظاهر شعرها عاشقانه بوده ولی با دقّت می شه انتقادات سیاسی و اجتماعی رو هم در اونها پیدا کرد .
الکساندر پوشکین که بنیانگذار ادبیّات روسی مدرن به حساب میاد ، همسری بسیار زیبا داشته بنام ناتالیا که یک کُنت فرانسوی بنام جُرج دانتِس عاشق خانمش می شه و این دو با هم دوئلی رو برگزار می کنن که پوشکین در اون دوئل در سال 1837 و در سن پترزبورگ کشته می شه و کُنت هم به زندان می افته .
به محض ورود به دهکده پوشکین ، به مجسمه پوشکین می رسیم و کمی بالاتر یه گروه موسیقی با لباس نظامی واستادن و با دیدن هر گروه ، اوّل ملیّتشون رو سوال می کنن و بعد سرود ملّی اون کشور را براشون می زنن .
کاترین دوّم (کاترین کبیر) دارای شوهری به اصطلاح بی دست و پا بوده که در جنگها از خودش سستی نشون می داده ، لذا کاترین شوهر خودش رو می کشه و تبدیل می شه به امپراطور بلامنازع بلاد روسیه .
بعد از پترکبیر که خیلی قدرتمند بوده ، پسوند کبیر به امپراطریس کاترین هم بخاطر قدرتمندبودنش تعلّق می گیره .
پله های ورودی قصر خیلی شلوغه . تعداد زیادی آمریکائی با کشتی کروز به سن پترزبورگ اومدن و الان توی صف هستن تا از کاخ کاترین کبیر بازدید کنن .
در داخل کاخ ، اتاقی وجود داره که گوشت شکار شده برای طبخ در اونجا آماده می شده ، اتاق دیگری ، اتاق غذاخوری خانواده سلطنتی بوده و در اتاق بعدی ، شطرنجی روی میز قرار داره که از عاج فیل ساخته شده .
ساعت ها و تابلوهای گرون قیمت و نقاشی های زیبای روی سقف اتاقها از دیگر دیدنیهای کاخ کاترین کبیره که در یکی از این نقاشی ها تصاویر جنگ چالدارن و در یکی دیگه پیروزی اسکندر مقدونی بر داریوش سوّم رو می شه دید .
مهم ترین اتاق این قصر ، اتاق کهرباست. کهربا گویی از صمغ گیاهی بدست میاد که در اعماق آب وجود داره. می گن علاوه بر خاصیّت های درمانی ، به آدم انرژی مثبت هم می ده .
اتاقی در داخل کاخ کاترین کبیر وجود داره که تمام دیوارها و سقف اون پوشیده شده از قطعات کهربا و توضیح دهنده می گفت که اگه کسی 30 ثانیه در این اتاق بتونه تمرکز کنه ، انرژی خاصّی رو می تونه از کهرباها بگیره .
شهر سن پترزبورگ که الان چهار میلیون و هشتصد هزار نفر جمعیّت داره ، در زمان جنگ جهانی دوّم به مدّت 999 روز در محاصره آلمانها بود. در این مدّت 148000 بمب ، خمپاره و موشک به این شهر اصابت کرد و حدود 75 درصد مردم شهر در زمان محاصره ، کشته شدن ولی مقاومت زیاد مردم باعث می شه که در یکی از زمستانها ، نازی ها شکست خورده ، روسیه رو ترک کنن .
برای همین خیلی از میدانها ، پارک ها ، مجسمه ها و نمادها در سن پترزبورگ بنام پیروزی نامگذاری شدن .
جالب اینجاست که مردم سن پترزبورگ قبل از رسیدن آلمانها به این شهر ، از تمامی اشیاء داخل موزه هرمیتاژ و کاخ کاترین کبیر در همون حالتی که قرار دارن ، عکس می گیرن. بعد اونها رو داخل جعبه های چوبی بزرگی که پوشال داخلشون قرار داره می زارن و با قطار می فرستن سیبری و زیر یخها و در عمق زمین پنهان می کنن .
بعد از شکست آلمانها ، همه اشیاء رو برمی گردونن به سن پترزبورگ و بر اساس عکسهای قبلی ، سرجاشون قرار می دن که امروز این عتیقه ها و اشیاء قیمتی و تاریخی زینت دهنده موزه ها و کاخ های سن پترزبورگ و یکی از عوامل مهم باعث جلب توریست به این شهر زیبا هستن .
در مورد کاخ کاترین کبیر هم باید بگم که چون در بیرون شهر قرار داشته ، توسّط آلمانها اشغال می شه و برای مدّتی مقرّ فرماندهی آلمانی ها بوده . در مدّت اشغال ، آلمانها تمام کهرباهای دیوارها و سقف اتاق کهربا رو از روی اونها جدا می کنن ولی بعد از اینکه شکست می خورن ، روسها دوباره قطعات کهربا رو دور تا دور این اتاق نصب می کنن . جالبه که وقتی به موزه هرمتاژ هم برین ، می بینید که اکثر خانمهائی که در اتاقهای مختلف به عنوان راهنما و یا نگهبان نشستن ، خانمهای بالای 65 سال روسی هستن که بازنشست شدن و این کار رو داوطلبانه دارن انجام می دن .
باید اذعان کنم که قبل از سفر به روسیه ، اصلاً چنین رفتاری از سوی روسها رو باور نداشتم
در مورد سنّت ازدواج در روسیه هم باید بگم که در هیچ کشوری مثل روسیه به این تعداد عروس و داماد توی خیابونها و جاهای دیدنی شهر برنخورده بودم. در روسیه هم بعد از اینکه دختر و پسری اطمینان پیدا کردن که می تونن زندگی ای رو با هم شروع کنن ، پسر باید به همراه خانواده ش برای خواستگاری به خونه دختر بره .
بعد که قرار عروسی گذاشته شد ، داماد یه لیموزین کرایه می کنه و می ره خونه عروس خانوم. اگه خونه آپارتمانی باشه ، داماد نباید از آسانسور استفاده کنه . باید از پله ها بره بالا تا به خونه عروس برسه. در طول مسیر بالا رفتن از پله ها ، ساقدوش عروس چند تا سوال ازش می کنه . مثلاً عکسِ چند تا لب رو نشون می ده و از دوماد می پرسه کدومشون لبِ عروس خانومه؟
اگه آقا داماد جواب درست داد که هیچی ولی اگه غلط جواب داد ، باید مبلغی رو به عنوان جریمه به ساقدوش پرداخت کنه .
بعد که دوماد به خونه عروس خانوم رسید ، باید عروس رو بغل کنه و همینجور از پله ها بیاردش پائین تا دمِ درِ ماشین عروس . بعد هم به همراه فامیلها و دوستهای نزدیکشون می رن لیموزین رو سوار می شن و در جاهای دیدنی و تاریخی شهر عکس یادگاری می گیرن .
این کارها در صبح و ظهر روز عروسی انجام می شه و عصرها معمولاً حدود سی تا 50 نفر از فامیل ها و دوستهای نزدیک رو به یه رستوران یا اتوبوس دریائی دعوت می کنن و اونجا شام هست و بزن و بکوب .
سن پترزبورگ از بس که جاهای دیدنی داره ، بنظر من هیچ شهر اروپا از این نظر به گردِ اون نمی رسه ضمن اینکه هزینه سفر به سن پترزبورگ هم کمتر از سفر به شهرهای اتحادیه اروپاست .
استفاده از تصاویر این سایت با ذکر منبع بلامانع است
Powered By :
Mahyanet.com
Copyright © 2014 marcopolotrips.com All rights reserved
[ بازدید امروز ] :
13
[ بازدید دیروز ] :
25
[ بازدید کل ] :
34444